فیلم 300 بیشتر از اینکه یک فیلم تاریخی باشد یک اثر غیر هنری و غیر حرفه ای به حساب می آید. شاید فیلمی به سبک فیلم های جنگی ایران در مقابل عراق که در آنها تمام جرات و قدرت و ایمان برای سربازان خودی در نظر گرفته می شود و دشمنان موجوداتی کوچک و ترسو و حتی بی احساس به حساب می آیند و کاملا نا دیده گرفته می شوند. البته فیلم ساز ایرانی در زمان جنگ یا سال های بعد و نزدیک به جنگ عراق آن هم در مقابل حزب بعث چنین صحنه هایی را دارد و فیلم 300 بعد از 2500 سال! وقتی شما این فیلم را بی طرفانه ببینید یعنی در آن ابراز ملیت نسبت به هیچ کدام از طرفین نداشته باشید البته بدانید که سرزمین این دو طرف وجود خارجی دارند و ساخته ی ذهن نویسنده نیست ، امتیازپایینی به آن می دهید. فیلمی که سعی می کند تاریخی باشد اما به اندازه ای سطحی می شود که آدم را به یاد آتش زدن پرچم یک کشور از طرف کشور دیگر می اندازد. یا مثل این است که یک منتقد با فحش و تحقیر بخواهد نظریه ای بدهد. اولین چیزی که به ذهن من رسید سبک نویسندگی این فیلم نامه به سبک سینماگرهای ایرانی بود و حتی طرز فکر بسیاری از روشنفکرنماهای ما که هنوز عرب های 1400 سال پیش را باعث بسیاری بدبختی ها می دانند و همیشه قسمتی از حقایق را به حساب نمی آورند . این که نویسنده و کارگردان برای مخاطبین ارزش زیادی قایل نمی شود و با عجله سر و ته یک داستان یا فیلم را به هم می آورد و اصلا زحمت مطالعه و تحقیق را به خود نمی دهد در این فیلم و بسیاری از آثار دنیاو ایرانی ها دیده می شود . به عنوان مثال در گوشه و کنار تخت جمشید (تاریخ معتبر سنگی ! ) مجسمه ی شاهان وسربازان هخامنشی با شکل وشمایل های کاملا مشابه آمده است که خشایارشاه 300 هیچ شباهتی با آنها ندارد. البته سعی شده از تاریخ هرودوت در جاهایی استفاده شود مثل پرت کردن فرستادگان خشایارشاه به درون چاه توسط سردار یونانی.
در نهایت تنها نکته ی بارز این فیلم خشمگین کردن ایرانی های امروز بود که متاسفانه موفق هم شد و از همین طریق هم مخاطب پیدا کرد .
