همیشه فکر می کنم کاش می شدچیزی شبیه یک آموزشگاه برای نوجوانان و جوانان ایجاد کنیم و آن طوری که می خواهیم آن ها را آموزش بدهیم. نه اینکه تفکر یا دانش خاصی را توی ذهن آن ها فرو کنیم بلکه بتوانیم به آنها طرز فکر کردن و تحلیل آموزش بدهیم تا انسان هایی بشوند محکم و متفکر با احساس های بزرگ نه افسرده و کسالت بار. تا دیگر هر چیزی اینقدر برایشان عجیب نباشد. از خواندن یک کتاب یا دیدن یک فیلم این همه دچار استحاله نشوند ( به ماشین لبخند زن -امید- یا طناب خودکشی-یأس- تبدیل نشوند ).حتی با دیدن یک ماشین یا خانه دچار آه و حسرت نشوند. آدم هایی که اینقدر در شگفتی و تعجب دست و پا نزنند آدم هایی که بتوانند بر همه چیز خودشان حکم کنند و عمل کنند . آدم هایی که هیچ چیزشان به این آدم ها شبیه نباشد.
اما حتی اگر امکاناتش را هم داشته باشیم خیلی موضوع سختی به نظر می رسد. انگار جامعه با مردمانش به تو می گویند: برو بابا مملکت باید همه جور آدم داشته باشد ! ( اما کاش همه جور آدم داشت)
