تبليغاتX
آنات

آنات

من به گوساله یی فکر می کنم که وقتی بزرگ شد گاو نشود

انگار این اصلا عجیب نیست که مردم ما خودشان فکرمی کنندهنوز به رشد فکری نرسیده اند  خیلی ها فکر می کنند اگر روزی طوفان  آزادی کمی این طرف ها هم بوزد فاجعه به بار می آید.  یعنی وقتی ما دیگر  سانسور نداشته باشیم   بتوانیم حرف بزنیم   فیلم نگاه کنیم    آواز بخوانیم   کتاب بخوانیم   برقصیم  در روزنامه ها مطلب اعتراض آمیز بنویسیم   لباس و فکر و  دین دلخواه داشته باشیم و این همه خط و مرز و مقدس سازی نداشته باشیم و البته همه ی این ها داخل ایران و آزادانه باشد. 

مردمی که فرزندانشان را این همه  توسری خور  و بدون مسوولیت بار آورده اند هیچ فکر کرده اند که  بسیاری از فرزندانشان وقتی در خیابان و کوچه ها راه می روند یا خود را با دیگر مردم دیگر کشورها مقایسه می کنند حسی از حقارت همراه شان هست؟ چرا که اجازه نداشته اند بسیاری چیز ها را ببینند و در یابند  چرا که همیشه مصرف کننده هستند  و اینجاست که تحصیل کرده ی امروزی فقط در حد امکانات حداقلی مدرن شده است و بحث کردن از خرافات و دروغ های پدرانش برای او قابل قبول تر از موضوعی علمی و منطقی است.  باسواد مدعی مدرن ما تبدیل شدن ناگهانی دختر به سگ را به خاطر توهین به مقدسات بیشتر باور می کند تا اتفاقی را  که  در  ژن های یک موجود زنده می افتد. این بیچارگی های بسیار از اسارت و تنبلی فکرها خبر می دهد که همیشه با محافظه کاری پر می شوند. اگر گروهی کسی را پاک و بی غلط بدانند گور خود را کنده اند و او را صاحب خود کرده اند و این یعنی انتقاد نکردن و آزاد نبودن یعنی ساقط کردن حق انسانی از خودشان.  این روز ها زیاد می شنوید می گویند مشکل ها از این است که مملکت صاحب ندارد. یک روز در مورد فساد و دزدی در ادارات ایران بحث می شد کسی گفت : خوب دیگر مملکت که صاحب ندارد  گفتم : اتفاقا مشکل ما این است که مملکت صاحب دارد.   

   اگر در ایران  قرار باشد روزی آزادی فکر ، بیان و عمل  در روزنامه ها و کتاب ها و جلسات و جامعه وجود داشته باشد ( آنچه که در تاریخ این سرزمین وجود نداشته است ) چه می شود ؟  . فکر می کنم بسیاری از نوشته ها و بیان های قبلی که محبوب بوده اند از چشم بیافتند       بسیاری از مرده ها و زنده ها   باید  جواب گوی اتهاماتشان باشند .

        

+ نوشته شده در  ساعت   توسط a k  |